X
تبلیغات
رایتل

حقیقت شعر ( عین القضات همدانی)

من میخوام توی این ویلاگ یه سری از شعرها، ترانه ها و تصنیفهای که هم ماندگارند رو بنویسم البته اونای که به دل من نشسته ! البته از شما دوستان هم میخوام توی این مسیر بهم کمک کنید . شعرها و ترانه های که براتون خاطره انگیز و به دلتون نشسته رو واسم بفرستید و مطمئن باشید به دل دیگران هم میشینه چون مصداق این جمله است که « آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند ».


البته سعی میکنم که مختصری در رابطه با صاحب یا صاحبان اثر بنویسم و همچنین برداشتی که بشخصه از این اثر هنری دارم رو بنویسم ولی این دلیل نمیشه که نظر من درست یا غلط باشه چون هر کسی از این اثر برداشت خودشو داره . بهتر زیاده گویی نکنم چون شهید عشق «عین القضات همدانی» به بهترین وجه ممکن به این موضوع اشاره کرده:


حقیقت شعر
جوانمردا ! 


این شعر را چون آینه دان !


آخر ، دانی که آینه را


صورتی نیست ، در خود.


اما هر که نگه کند،


صورتِ خود تواند دیدن.


همچنینی مدان که شعر را، 


در خود، 


هیچ معنایی نیست !


اما هر کسی ، از او ،


آن تواند دیدن که نقد روزگار و 


کمالِ کارِ اوست.


و اگر گویی:


«شعر را معنی آن است که قائلش خواست
و دیگران معنیِ دیگر
وضع میکنند از خود


این همچنان است که کسی گوید:


«صورتِ آینه، صورتِ رویِ صیقلی یی است که اوًل آن صورت نموده.»
و این معنی را تحقیق و غموضی هست که اگر در شرحِ آن
آویزم ، از مقصود بازمانم
.
عین القضات همدانی